Internet Store and Ecommerce Solution Provider - Free Web Site - Free Web Space and Site Hosting - Web Hosting - High Speed Internet
Search the Web

فهرست    اخبار   پیشگامان     پیام به خانواده    خطاب به خانواده    خطاب به همسران    خزینه دل    Home

 

 

فصل هفتم

كار كردن با ديگران

تجربه عملاً نشان داده است كه هيچ چيز باندازهِ كمك و كار فشرده با معتادين ما را از بازگشت به اعتياد در امان نگاه نميدارد . حتّي در جاهائيكه اقدامات ديگر به نتيجه نميرسند، اين روش مؤثر واقع ميشود . دوازدهمين پيشنهاد ما اين است :

 اين پيام را بديگر معتادين برسان ! و بدان در جائيكه از دست هيچكس كاري ساخته نيست ، اين توئي كه قادر بكمك هستي و ميتواني اعتماد آنها را جلب كني . فقط بخاطر داشته باش كه آنها شديداً بيمارند .

از نزديك شاهد بهبوديِ مردم بودن بزندگي مفهوم تازه اي ميدهد . وقتي كه مي بينيم آنها هم به نوبهِ خود بديگران كمك ميكنند ، وقتيكه مي بينيم احساس تنهائي از ميان رفته است ، وقتيكه مي بينيم انجمن مودّتي در كنارمان پا گرفته است و دوستان زيادي دوروبر خود داريم ، درك اين مفهوم آسانتر ميشود . اين تجربه ايست كه نبايد آنرا از دست بدهيد . تماس دائمي با تازه واردان و ديگر دوستان ، نقطه قشنگ و روشني در زندگي ِ ماست .

    در صورتيكه شما با معتاداني كه تمايُل به بهبودي دارند آشنائي نداريد ، بآساني ميتوانيد با كمك يك طبيب ، واعظ،كشيش و يا بيمارستان « مراكز خيريه غير انتفاعي تولّد دوباره، » چند نفري را پيدا كنيد ، آنها با خوشحالي اين كمك را در اختيارتان ميگذارند . امّا شما كار خود را مانند يك مُبلغ مذهبي و يا يك اصلاح طلب شروع نكنيد . زيرا متأسفانه تعصّبات زيادي وجود دارد كه اگر برانگيخته شود مانع كار و كمك شما خواهد شد . با آنكه اطبّا و واعظين اشخاص واجد صلاحيّتي هستند و اگر بخواهيد ميتوانيد از آنها مطالب زيادي بيآموزيد ، امّا شما بخاطر تجربه ايكه شخصاً از اعتياد داريد قادريد بصورت بي مانندي براي معتادين ديگر مفيد واقع شويد . فقط لازم است بخاطر داشته باشيد كه هرگز از هيچ كس انتقاد نكنيد و فقط همكاري كنيد . تنها هدف ما كمك است .

    وقتي يك كانديداي احتمالي براي معتادين گمنام پيدا ميكنيد سعي كنيد تا آنجا كه ممكن است از اوضاع زندگي ِ او مطلع شويد . اگر تمايُلي به ترك اعتياد ندارد وقت خود را در راضي كردن او تلف نكنيد زيرا ممكن است شانس احتمالي ِ كمك به او را در آينده از دست بدهيد . اين توصيّه در مورد خانوادهِ او هم صدق ميكند و آنها بايد صبور باشند و بخاطر بياورند كه با يك بيمار سروكار دارند . اگر كوچكترين نشانه اي از تمايُل به ترك در او باشد در آن صورت ، با شخصي كه از همه به او نزديكتر است مانند همسر او صحبت كنيد . در مورد رفتار ، گرفتاريها ، سوابق ، شدّت بيماري و تمايلات مذهبي ِ او اطلاعاتي جمع آوري كنيد .

     اين اطّلاعات بشما كمك ميكند تا بتوانيد خود را به جاي او بگذاريد و دريابيد كه اگر بجاي او بوديد ، انتظار داشتيد با شما چطور رفتار شود . بعضي اوقات بهتر است منتظر شويد كه او يكي از دوره هاي مصرف خود را شروع كند . ممكن است خانواده او در مورد اين روش نظر مؤافقي نداشته باشد امّا اگر خطرات جسمي در كار نباشد ، ريسك عاقلانه ايست . اگر زياد نشئه است با او حرفي نزنيد مگر در حالات اضطراري كه خانواده اش بكمك شما نياز داشته باشد . منتظر باشيد تا اين دوره تمام شود يا اقلاً وقفه اي در بين آن بوجود آيد . بعد بگذاريد يك عضو خانواده يا يك دوست از او سئوال كند كه آيا مائل است كه اعتيادش را براي هميشه كنار بگذارد ؟  آيا حاضر است در اين راه بهر اقدامي متوسل شود ؟ اگر جوابش مثبت باشد در آن صورت توجّه او را بايد بطرف شما كه يك بيمار بهبود يافته ايد جلب كنند . بايد باو گفته شود شما به جمعيّتي تعلق داريد كه يك قسمت از برنامهِ بهبوديشان كمك به ديگران است و اگر مايل باشد شما از صحبت با او خوشحال خواهيد شد .

    اگر مايل به ملاقات نيست هرگز خود را تحميل نكنيد . خانوادهِ او هم نبايد با هيجان زدگي در اين مورد به او فشار بياورند . درباره شما هم نبايد زياد صحبت كنند . آنها بايد منتظر پايان دورهِ بعدي مصرف او شوند . در وقفه بين مصرف كردن ها ميتوان اين كتاب را در جائي قرار داد كه بسادگي در دسترس او باشد . در اين مورد قاعدهِ بخصوصي وجود ندارد و اين مطالب به خانواده مربوط است . امّا خاطر نشان كنيد كه زياد اشتياق و عجله بخرج ندهند زيرا ممكن است اوضاع را خرابتر كنند .

    معمولاً بهتر است خانواده از تعريف داستان شما براي او خودداري كند . تا آنجا كه امكان دارد سعي كنيد از طريق يك پزشك يا يك سازمان بمراتب بهتر است . اگر نياز به بيمارستان دارد او را بستري كنيد . امّا او را تحت فشار قرار ندهيد مگر در مواردي كه حالتش براي خود يا ديگران خطرناك باشد . بگذاريد پزشك معالج اگر مايل است باو بگويد كه برايش راه حلّي در نظر دارد . وقتي حال بيمار بهتر شد دكتر معالج ميتواند ملاقات با شما را به او پيشنهاد كند . چنانچه شما با خانواده او صحبت كرده ايد ، در ملاقات اوّل صحبتي از آنها بميان نياوريد . باين ترتيب كانديداي احتمالي احساس نگراني از نق زدن خانواده ، با شما روبرو شود . سعي كنيد موقعي بسراغش برويد كه هنوز دوران نقاهتش به پايان نرسيده باشد . زيرا در حالت افسردگي ممكن است پذيرا تر باشد .

     در صورت امكان او را تنها ملاقات كنيد . در ابتدا بمسائل روزمره و معمولي بپردازيد ، سپس رشته كلام را به مصرف بكشيد . بقدر كافي در مورد عادات ، علائم و تجربيات مصرف خود با او صحبت كنيد تا بلكه براي حرف زدن درمورد خود تشويق شود . اگر مايل به صحبت كردن است بگذاريد ادامه دهد ، زيرا ايده هاي بهتري براي ادامه كار بشما خواهد داد . اگر حوصله حرف زدن ندارد داستان مصرف هاي خود را تا موقع ترك ، برايش تعريف كنيد . اگر حالت سبكبال و راحتي داشت از گريزهاي مضحك و خنده آور خود تعريف كنيد و او را بگفتن بعضي از داستانهايش تشويق نمائيد .

     وقتي متوجّه شد كه شما بتمام جزئيات و سر و ته داستان اعتياد وارد هستيد ، در بين كلام كم كم از خود بعنوان يك معتاد نام ببريد . بگويئد كه تا چه حدّ سر در گم بوديد و سرانجام چگونه از بيماريِ خود آگاه شديد . داستان يكي از كشمكش هاي خود را براي او تعريف كنيد . آن انحراف فكري را كه منجر به مصرف مجدد اولين بار بعد از ترك ميشود باو نشان دهيد . پيشنهاد ميكنيم اين كار را بصورتي كه ما در فصل مربوط به اعتياد مشخّص كرديم انجام دهيد . اگر او معتاد باشد سريعاً شما را درك ميكند و افكار ضدّ و نقيض شما را با افكار خويش يكسان مي بيند .

    اگر اطمينان داريد كه يك معتاد واقعي است در مورد لاعلاجي ِ اين ناخوشي تأكيد كنيد. با مثالي از تجربهِ خود باو نشان دهيد كه چگونه آن حالت فكري ِ غريب كه همزمان با اوّلين بار مصرف در ما بوجود ميآيد ، مانع كار طبيعي ِ نيروي اراده مان ميشود . در اين مرحله هنوز از استناد به اين كتاب خودداري كنيد مگر در صورتيكه قبلاً كتاب را ديده باشد و براي مطرح كردن آن از خود تمايل نشان دهد . مراقب باشيد بر چسب معتاد باو نزنيد و بگذاريد خود به اين نتيجه برسد . اگر هنوز فكر ميكند كه ميتواند اعتياد خود را كنترل كند ، بگوئيد اگر زياد مبتلا نشده باشد ممكن است ، امّا تأكيد كنيد در صورت ابتلاي شديد احتمال بهبودي خود بخود ، بسيار كم است .

    در طول صحبت مرتباً از اعتياد بعنوان يك بيماري و ناخوشي كشنده ياد كنيد و حالات جسمي فكري مربوط به آن را تعريف نمائيد . سعي كنيد توجّه او بيشتر معطوف تجربيات شما شود . برايش توضيح دهيد بسياري از كسانيكه متوجّه اين حالت ناگوار در خود نمي شوند محكوماني بيش نيستند . پزشكان معمولاً اگر دليل موجهي در كار نباشد از گفتن تمام حقايق به بيماران اعتياد خودداري ميكنند ، امّا شما ميتوانيد از لاعلاجي ِ بيماري ِ اعتياد با آنها صحبت كنيد زيرا شما راه حلّي هم براي آن عرضه ميكنيد و بزودي دوست خود را وادار به اقرار در داشتن بعضي يا تمام صفات مشخّصهِ يك معتاد ميكنيد . اگر پزشك معالج حاضر باشد باو بگويد كه او معتاد است بمراتب بهتر است . با آنكه ممكن است اين شخص باز هم به تمام گرفتايهاي خود اقرار نكند امّا شديداً كنجكاو است كه بداند شما چگونه بهبودي پيدا كرده ايد . بهتر است بگذاريد اگر مايل است دراين مورد خود از شما سئوال كند و بعد آنچه را كه برايتان اتّفاق افتاده است دقيقاً برايش تعريف كنيد . در صورتيكه در مورد خدا عقيده اي ندارد يا كافر است خاطر نشان كنيد كه حتماً نبايد با تصوّرات شما راجع به خدا مؤافق باشد و ميتواند هر تصوّر و دركي را كه برايش مفهوم است انتخاب كند ، مسئله مهّم اينست كه تمايل به قبول نيروئي بالاتر از نيروي خود را داشته باشد و طبق اصول روحاني زندگي كند .

    در موقع صحبت با يك چنين شخصي بهتر است براي تشريح اصول روحاني از لغات روز مره  استفاده كنيد ، صلاح نيست تعصباتي كه ممكن است در مورد بعضي اصول و اصطلاحات مذهبي داشته باشد برانگيخته شود و باعث سر در گمي بيشتر او شود . اعتقاد شما هر چه كه باشد فرقي نميكند و شما نبايد اينگونه مسائل را مطرح كنيد .

     شايد اين شخص به يك گروه مذهبي تعلق دارد و معلومات تئوري و عملي او بمراتب بيش از شماست كه در آن صورت فكر ميكند چطور ممكن است شما چيزي به معلومات او اضافه كنيد امّا از اينكه چرا عقيده و ايمان او كاري از پيش نبرده ولي ايمان شما مؤثر واقع شده است كنجكاو خواهد بود و شايد او شاهد زنده اين حقيقت است كه ايمان تنها كافي نيست . ايمان بايد با از خودگذشتگي و اقدامات سازنده ايكه مايه اي از خودخواهي در آن نيست توأم شود تا كار ساز اُفتد . باو حالي كنيد كه شما براي نماياندن راه مذهب بآنجا نرفته ايد و اقرار كنيد كه او احتمالاً اطّلاعات عميقي داشته باشد . ظاهراً نتوانسته است از آنها استفاده كند و اگر توانسته بود معتاد نمي شد . شايد داستان شما به او كمك كند تابلكه متوجّه شود ، در كجا بود كه نتوانست احكام و دستوراتي را كه آنقدر خوب ميدانست بكار گيرد .

     ما نمايندهِ هيچ مذهب يا گروه مذهبي نيستيم و فقط با اصولي كه در بيشتر مذاهب عموميّت دارد سروكار داريم .

    طريقهِ عمل كرد برنامه بهبودي را برايش مشخّص كنيد . چگونگي ِ ارزيابي خودتان و سروسامان دادن بگذشته تان را برايش شرح دهيد . دليل سعي خودتان را در كمك باو بيان كنيد . لازم است متوجّه شود كه رسانيدن اين پيام باو نقش بسيار مهمّي در بهبوديِ شخص شما دارد . در واقع احتمالاً او خيلي بيشتر بشما كمك ميكند تا شما به او . توضيح دهيد كه هيچگونه تعهدي نسبت به شما ندارد و شما فقط اميدواريد زمانيكه گرفتاريهايش حلّ شد سعي كند به ديگر معتادين كمك كند . خاطر نشان كنيد كه چقدر مقدّم شمردن رفاه ديگران به رفاه خود ، برايش اهميّت حياتي دارد . كاملاً روشن كنيد كه زير هيچگونه فشاري نيست . اگر مايل نيست اجباري به ديدار مجدد شما ندارد و اگر ميخواهد آزادش بگذاريد اصلاً به شما بر نمي خورد . در واقع او بيشتر به شما كمك كرده است تا شما به او ، اگر صحبت هاي شما معقول و انساني باشد ، احتمالاً دوست جديدي براي خود پيدا كرده ايد . ممكن است گفتار شما در مورد اعتياد باعث ناراحتي ِ خيال او شده باشد كه بسيار خوبست . هر چه بيشتر در اين مورد احساس نا اميدي كند بهتر است و شانس قبول كردن پيشنهاد هاي شما بالا ميرود .

     ممكن است اين شخص دلائلي بياورد و بگويد كه نيازي به دنبال كردن تمام برنامه ندارد ، احتمال دارد فكر يك خانه تكاني جدّي و مطرح كردن آن با ديگران باعث طُغيان او شود . شما نبايد سعي در رد كردن چنين عقائدي كنيد . باو بگوئيد كه شما هم زماني يك چنين احساسي داشته ايد امّا شكّ داريد كه اگر اين قدم را برنداشته بوديد مؤفق ميشديد .

     در ديدار اوّل از انجمن دوستي ِ معتادان گمنام برايش صحبت كنيد . اگر مايل بود كتاب خود را باو قرض بدهيد ، فقط در صورتيكه تمايل به درد دل بيشتر دارد صحبت خود را ادامه دهيد . حوصلهِ او را سر نبريد و باو مهلت فكر كردن بدهيد . اگر ادامه داد بگذاريد موضوع صحبت خود را معيّن كند . گاه يك تازه وارد مشتاق است كه بدون مقدّمه كار را شروع كند . ممكن است شما هم يك چنين تمايلي داشته باشيد امّا در بعضي موارد اين كار اشتباه است زيرا اگر در آينده اشكالي براي دوست ما پيش آيد ممكن است بگوئيد كه فشار شما باعث آن شده است . در رابطه با معتادين وقتي شما به بهترين نتيجه ميرسيد كه شور و هيجاني در پرچمداري ِ مذهبي و اخلاقي از خود نشان ندهيد . هرگز از بالا بلندي هاي اخلاقيّات و معنويات به لحن تحقير با معتادين روبرو نشويد . شما فقط بسادگي كوله بار ابزار روحاني را براي معاينه و بررسي ِ معتاد پهن كنيد و طريقه كاربرد آنرا در زندگي ِ خود باو نشان دهيد . دوستي و مودّت را در طبق اخلاص بگذاريد و بگوئيد در صورتيكه تمايل به بهبودي داشته باشد از هيچ كمكي در حقّش فروگذاري نخواهيد كرد . اگر او براه حلّ شما عقيده اي ندارد و ميخواهد از شما بهره برداري ِ مالي كند ويا بعنوان للِه اي در خاتمه ِ هرزه گريهايش از شما سوءِ استفاده كند بايد تا زمانيكه عقايدش تغئير نكرده است ناچار او را كنار بگذاريد ، زيرا روبرو شدن با درد و بدبختي ِ بيشتر ، ممكن است باعث تغئير عقيده او شود .

    در صورتيكه واقعاً ميل به ديدار مجدد شما دارد از او بخواهيد كه تا ملاقات بعدي اين كتاب را بخواند و پس از آن خود تصميم بگيرد كه آيا مايل به ادامه است يا نه . نبايد فشاري از جانب شما ، همسر، يا دوستانش بر او وارد شود و اگر قرار است خدا را پيدا كند بايد ميل آن از داخل وجود خودِ او سرچشمه بگيرد .  

    اگر فكر ميكنيد كه ميتواند اين كار را بطريقهِ ديگري دنبال كند و يا طريقهِ روحاني ِ ديگري را ترجيح ميدهد او را تشويق كنيد كه نداي درون خود را دنبال كند . ما هيچ گونه حقّ انحصاري در مورد خدا نداريم . آنچه كه ما داريم فقط يك روشي است كه در زندگي ِ ما كارساز بوده است . خاطر نشان كنيد كه ما معتادين وجه اشتراك زيادي با يكديگر داريم و به هر صورت شما مايليد روابط دوستانه اي با او داشته باشيد و بعد ملاقات را خاتمه دهيد . اگر اين شخص واكنش فوري از خود نشان نداد نااميد نشويد . معتاد ديگري پيدا كنيد و با او مشغول شويد . مطمئناً شخصي را كه بقدر كافي سرخورده و مأيوس باشد و پيشنهاد شما را با اشتياق بپذيرد پيدا خواهيد كرد .بنظر ما رفتن بدنبال كسي كه نميخواهد و يا نميتواند همكاري كند اتلاف وقت است و بهتر است او را بحال خود بگداريد زيرا ممكن است بزودي متوجّه شود كه نيروي خودش بتنهائي براي بهبودي كافي نيست . اتلاف وقت در اين مورد ندادن شانس زندگي و خوشبختي بديگر معتادين است . يكي از اعضإ ما كه در مورد شش نفر اوّل كانديداهاي خود اصلاً مؤفقيِّتي نداشت همواره تأكيد ميكند كه اگر در مورد كمك به آنها سماجت كرده بود شانس مؤفقيِّت را از آنها كه بعداً بكمك او بهبود يافته اند ميگرفت.   

     فرض كنيد براي دوّمين بار بملاقات شخص مورد نظر خود ميرويد . او اين كتاب را خوانده است و ميگويد آمادگي ِ انجام قدم هاي دوازده گانه را دارد . از آنجا كه شما خود يك چنين طريقي را پيموده ايد بنابراين عملاً قادريد توصيّه هاي فراواني باو بكنيد . باو بگوئيد اگر تصميم خود را گرفته است و تمايل به بازگو كردن داستان خود دارد شما آمادهِ خدمت هستيد امّا اگر شور و مشورت با شخص ديگري را ترجيح ميدهد اصراري نكنيد . ممكن است بي خانمان و آس و پاس باشد اگر چنين است ميتوانيد در يافتن كار باو ياري دهيد و يا در كمك هزينه قدري او را دستگيري كنيد امّا نبايد پول طلبكاران و مخارج خانه و خانواده خود را صرف اين كار كنيد شايد بخواهيد چند روزي او را در خانهِ خود ميهمان كنيد در آنصورت شرط احتياط را بجاي آوريد و مطمئن شويد كه از نظر خانوادهِ شما ميهمان ناخوانده اي نباشد . مواظب باشيد او بخاطر پول ، پارتي بازي و محلّ سكونت از شما سوءِ استفاده نكند ، اگر اجازهِ اين كار را بدهيد مستقيماً باو لطمه زده ايد و به او اجازه داده ايد بنادرستي ادامه دهد . اين امر به نابودي ِ او كمك خواهد كرد نه به بهبودي ِ او . هرگز از اين مسئوليّت ها شانه خالي نكنيد و پس از قبول آن مراقب باشيد كه آنرا درست انجام دهيد . كمك بديگران زير بناي بهبودي ِ شماست . گاه بگاه كار نيك كردن كافي نيست و شما بايد همه روزه و در تمام اوقات حاضر به خدمت باشيد ، ممكن است اين كار باعث شود شب نخوابي هاي زيادي شود يا تفريحات شما را قطع كند و يا كسب و كار شما را دچار اشكال كند يا باعث شود كه پول و خانهِ خود را در اختيار ديگران بگذاريد ويا بمددكاري ِ بستگان و همسران وحشت زده مشغول شويد . رفت و آمد هاي بيشمار به ادارهِ پليس ، دادگاه آسايشگاه رواني ، بيمارستان ، زندان يا تيمارستان هم جزئي از اين كار است . تلفن در تمام ساعات شب و روز به صدا در ميآيد . ممكن است همسرتان از بي توجّهي ِ شما گله كند .ممكن است معتادي اثاث خانه را درهم بشكند يا تشك را آتش بزند و اگر احتمال ضرب و جرحي باشد ممكن است مجبور به گلاويز شدن با او شويد . ممكن است لازم شود به پزشكي تلفن بزنيد و طبق دستور او داروي مسكّن و آرام بخشي به بيمار بخورانيد و يا پليس و آمبولانس را خبر كنيد . اين ها اتّفاقاتي است كه گاه بگاه ممكن است با آنها روبرو شويد . 

       ما بندرت اجازه ميدهيم كه يك معتاد براي مدّت درازي در خانهء ما جا خوش كند زيرا براي خود او نتيجهِ خوبي ندارد و گاه باعث بروز گرفتاريهاي شديدي در محيط خانوادهِ شما خواهد شد .

        اگر يك معتاد تمايل و واكنشي به پيام شما نداشت نبايد باعث بي توجهيِ شما به خانوادهِ او شود ، شما بايد روش دوستانهِ خود را با آنها ادامه دهيد و طريقهِ روحاني خود را به آنها پيشنهاد كنيد . پذيرفتن و بكار بردن طريقهِ روحاني ِ شما شانس بيشتري براي بهبودي ِ رئيس خانوادهِ آنها بارمغان خواهد آورد و حتّي اگر او به اعتياد ادامه دهد براي خانواده اش زندگي قابل تحمّل تر خواهد شد .

        دستگيري از معتاديني كه آمادگي و ميل به بهبودي دارند بسيار پسنديده است . البته كساني كه قبل از توفيق بر مشكل اعتياد ، براي پول و خانه ناله ميكنند در مسير اشتباهي هستند امّا براي تهيّهِ همين چيزها ، وقتي اين كار با تعهد توأم باشد ما خود را بخاطر يكديگر به هر آب و آتش ميزنيم . اين گفتار ممكن است در ظاهر متناقض باشد امّا بنظر ما اينطور نيست . در اين جا نفس كمك و دستگيري مورد سئوال نيست ، بلكه زمان و چگونگي ِ آن از درجهِ اهميّت برخوردار است و بيشتر اوقات مؤفقيّت و ناكامي بدان بستگي دارد .

        به مجرد آنكه ما كمك خود را بصورت خدمات عرضه كنيم ، بجاي اتكإ به خدا ، معتاد متكي به كمك هاي ما ميشود . معتاد براي اين چيز و آن چيز ناله ميكند و غلبه بر مشكل اعتياد را به رفع احتياجات مادّي ِ خود مربوط ميكند كه اصلاً واقعيِت ندارد . بعضي از ما براي درك اين حقيقت بهاي سنگيني پرداخته ايم . ما متوجّه شديم چه كار باشد يا نباشد ، چه همسري باشد چه نباشد تا زمانيكه اتكإ خود را قبل از خدا بروي بقيِه انسانها بگذاريم ترك اعتياد برايمان ميسّر نخواهد شد . در ضمير هر يك از معتادين اين ايده بايد حكّ شود كه او ميتواند بهبودي يابد و بهبودي ِ او به هيچ كس بستگي ندارد ، تنها شرط آن اعتماد به خدا و خانه تكاني است .

        امكان دارد براي كانديداي شما طلاق يا جدائي پيش آمده باشد و يا فقط رابطهِ او خراب شده باشد . كانديداي شما بايد در حدود توان خود به جبران گذشته ها مشغول شود و اصولي را كه سعي ميكند با آنها زندگي كند براي خانوادهِ خود دقيقاً تشريح نمايد و آنرا در خانهِ خود عملاً بكار گيرد . البته اين در صورتي است كه خوش شانس باشد و هنوز خانه و خانواده اي برايش باقي مانده باشد . با آنكه ممكن است خانوادهِ او در خيلي از موارد مقصّر باشد او نبايد بدان توجّه كند و بايد فقط بر روي رفتار روحاني ِ خود متمركز شود و از مشاجره و پيگيري ِ تقصيرات بايد مثل يك طاعون پرهيز كند . در خيلي از خانواده ها انجام اين كار بسيار مشكل است امّا اگر ميخواهيم به نتيجه برسيم بايد آنرا انجام دهيم . اگر چند ماهي پافشاري و پشتكار نشان بدهيم مطمئناً تأثير بزرگي در خانواده به جا خواهد گذارد و حتّي ناسازگار ترين آنها هم متوجّه خواهند شد كه پايه اي براي رسيدن به يك نقطهِ مشترك وجود دارد . امكان دارد اعضإ خانواده بمرور متوجّه عيوب خود شوند و بدان اقرار كنند كه در آن صورت اين مسائل ميتواند در محيط مساعد و صميمانه اي مطرح شود .

        پس از ديدن شواهد عيني و قابل لمس و احتمالاً خانواده تمايل به همكاري و همراهي خواهد داشت . اين وقايع بطور طبيعي و بوقت خود بمرور زمان اتّفاق خواهند افتاد امّا لازمهِ آن ادامه هشياري و ملاحظه كاري و كمك بديگران است . اعمال و حرف هاي ديگران نبايد در كار ما تأثير بگذارد . البته بدفعات براي همگي ِ ما پيش آمده است كه از اين استاندارد به پائين افتاده ايم امّا بايد فوراً اشتباهات را جبران كنيم ، مبادا كه بهايش يك سري گرايش به مصرف بيشتر باشد .

        در صورتيكه طلاق يا جدائي پيش آمده باشد نبايد بي جهت عجله اي در برگشت كرد . اوّل بايد معتاد از بهبوديِ خود مطمئن شود . همسر او هم راهِ جديد زندگي ِ او را بايد كاملاً درك كند . پس از آن اگر هنوز مايلند روابط قديم خود را تجديد كنند در آنصورت چون رابطهِ قديم مؤفقيّت آميز نبوده است ، رابطهِ جديد بايد بر پايهِ محكم تري بنا شود كه مفهوم آن طرز تلقّي و برخورد جديدي در مورد تمام مسائل زندگي است . گاهي اوقات جدا ماندن طرفين عاقلانه ترين كار براي تمام افراد ذينفع ميباشد . بديهي است كه تأئين هيچ قاعده اي در اين خصوص ميسّر نيست . بهتر است معتاد برنامه روز بروزِ بهبودي ِ خود را ادامه دهد و اگر قرار باشد طرفين به هم برسند در وقت مناسب مسئله براي هر دوي آنها روشن خواهد شد . اجازه ندهيد كه يك معتاد امكان بهبودي ِ خود را منوط به بازيافتن خانوادهِ خود بداند زيرا اصلاً حقيقت ندارد . گاه ممكن است كه همسر او هرگز برنگردد . بكانديداي خود گوشزد كنيد كه بهبوديش به مردم بستگي ندارد و فقط بستگي به روابط او با خداوند دارد . ما مرداني را ديده ايم كه با آنكه خانواده هايشان هرگز بازنكشته اند امّا آنها بهبود يافته اند و در مقابل كساني را ديده ايم كه علي رغم بازگشت خانواده هايشان لغزش كرده اند . هم شما ، هم دوست تازه واردتان هر دو بايد روزانه در مسير رُشد روحاني به پيش رويد . اگر پشتكار به خرج دهيد اتّفاقات فوق العاده اي در انتظار شما خواهد بود . وقتي ما به گذشتهِ خود نگاه كنيم متوجّه ميشويم آنچه كه پس از سپردن خود بدست خدا نصيبمان شده است بمراتب بهتر از آن است كه خود ميتوانستيم براي خود دست و پا كنيم . شرائط و موقعيّت فعلي ِ شما هر چه كه باشد فرقي نميكند اگر نداي يك نيروي والاتر را دنبال كنيم ، زندگي ِ جديد و فوق العاده اي در انتظارتان خواهد بود .

        در موقع كمك به معتاد و خانواده اش مراقب باشيد كه در مشاجرات آنها مداخله نكنيد زيرا ممكن است شانس خود را در كمك به آنها از دست بدهيد امّا به خانواده گوش زد كنيد كه او شديداً بيمار بوده است و بايد هم با او رفتار شود . آنها را از تحريك خشم و حسادت بيمار بر حذر داريد . خاطر نشان كنيد كه كمبود هاي شخصيّت او يك شبه از بين نخواهد رفت . توضيح دهيد كه رُشد و نمُو او تازه شروع شده است و بگوئيد در وقت تنگي صبر و حوصله ،اين حقيقت را فراموش نكنند كه هُشياري ِ او خود يك موهبتي است .

        اگر شما در حلّ و فصل مشكلات خانوادگي ِ خود مؤفق بوده ايد ، چگونگي ِ آنرا براي خانوادهِ تازه وارد تشريح كنيد . بدين ترتيب ميتوانيد بدون آنكه از آنها خورده اي گرفته باشيد آنها را در مسير درستي قرار دهيد .داستان چگونگي ِ حلّ وفصل مشكلات شما و همسرتان از ارزش فوق العاده اي برخوردار است .

        در صورت دارا بودن شايستگي ِ روحاني خيلي از كارهائي كه معتادين نبايد انجام دهند ميتوانيد انجام دهيد . مثلاً مردم ميگويند ما نبايد بجائي كه موّاد مصرف ميشود برويم . نبايد در خانهِ خود موّاد مصرفي نگه داريم . نبايد با دوستاني كه اعتياد دارند رفت و آمد كنيم . نبايد به تبليغاتي كه صحنه هاي مصرف دارد نگاه كنيم ، نبايد پا به مكان هاي مصرف بگذاريم . وقتي به خانهِ دوستانمان ميرويم آنها بايد وسائل مصرف خود را از جلوي نظر ما مخفي كنند . به هيچ وجه نبايد به موّاد مخدّر فكر كنيم و يا بخاطرمان آورده شود ، امّا تجربه به ما نشان ميدهد رعايت مطالب فوق اصلاً لازم نيست و ما با اين گونه مسائل بطور روز مره برخورد ميكنيم . اگر يك معتاد قادر نباشد با آنها روبرو شود از آن خاطر است كه طرز تفكّر معتاد هنوز سرجايش باقي مانده است و خلإ ئي در وضعيّت روحاني ِ او وجود دارد . براي او تنها جاي امن شايد فقط قطب شمال باشد . حتّي آن جا هم ممكن است يك اسكيمو در حال مصرف جلويش سبز شود و همه چيز را خراب كند ! از هر زني كه همسرش را با تئوري ِ فرار از موّاد مخدّر به نقاط دوري فرستاده است در اين مورد ميتوانيد سئوال كنيد .

        به عقيدهِ ما هر طرح مبارزه با معتادين كه روش آن حمايتِ بيمار از وسوسه باشد محكوم به شكست است . امكان دارد يك معتاد بتواند مدّتي خود را در پناه سپري مخفي كند امّا معمولاً انفجار شديد تري در پيش خواهد داشت . ما اين متُد ها را آزمايش كرده ايم و كوشش هاي ما براي رسيدن به اين هدف ها غير ممكن و هميشه با شكست روبرو بوده است .   بنابراين قاعدهِ ما اين نيست بجائي كه در محيط هائي كه موّاد هست پا نگذاريم و در صورتيكه دليل مشروعي براي رفتن به مكانهائي مانند محلّه هاي آلوده و مصرف ، مجالس ميهماني و عروسي و عزا و حتّي مجالس پُز جنجال داشته باشيم ، رفتن به اين اماكن اشكالي ندارد . ( امّا توصيّهِ اكيد ما خودداري در وضعيّت و شرائط اين چنين است . )كسي كه تجربياتي در مورد معتادين دارد ممكن است اين نظريّه را عامل يك نوع وسوسه تلقّي كند امّا اينطور نيست . توجّه داشته باشيد كه دليل مشروع ، شرط لازم اين كار است بنابراين هر بار كه لازم است به اين گونه اماكن برويد اوّل از خود سئوال كنيد آيا دليل شخصي ، شغلي ، اجتماعي ِ خوبي براي رفتن به آنجا دارم ؟ يا انتظار دارم كه در آنجا با حلوا حلوا كردن دهانم شيرين شود ! اگر جواب اين سئوالات رضايت بخش است در آنصورت نگران نباشيد و كاري را انجام دهيد كه بنظرتان بهتر است امّا بهر حال چه برويد و چه نرويد قبل از شروع بايد مطمئن باشيد كه زير بناي روحاني ِ محكمي داريد و نيات شما كاملاً پاك است . اگر تصميم برفتن گرفتيد فكر نكنيد از ‌آن موقعيّت چه چيزي عايدتان خواهد شد ، بلكه فكر كنيد كه چگونه ميتوانيد چيزي بدان بيافزائيد امّا اگر زياد از خودتان مطمئن نيستيد بهتر است بجاي اين كار خود را مشغول به معتادِ ديگري كنيد . تنها لازم است به هيچ وجه در زمان مصرف  در اين گونه مكان ها حضور نداشته باشيد .

        اكنون وظيفهِ شما بودن در جائيست كه امكان حداكثر كمك بديگران را برايتان فراهم كند ، بنابراين اگر كمكي از شما برميآيد هرگز در رفتن به جائي ترديد نكنيد . نبايد در اينگونه مأموريّت ها حتّي اگر در بد آب و هوا ترين و پست ترين مناطق است مكث و تآمل كنيد . با اين نيّات روي خطّ اوّل جبههء زندگي باقي بمانيد و بدانيد كه خداوند حافظ شماست . بسياري از ما در خانه هاي خود مصرف كننده داريم . به نظر ما هر خانواده اي بنا بر مقتضيّات و شرائط خود بايد در اين مورد براي خود تصميم بگيرد . ما مراقبيم كه بعنوان يك مكتب هرگز نفرت يا تعصّبي نسبت به اعتياد از خود نشان ندهيم . تجربه نشان داده است كه اينگونه برخوردها و طرز تلقّي ها سودي بحال هيچ كسي نداشته است . تمام تازه واردان بدنبال يك همچنين حالتي در ما هستند و وقتي مي بينند كه در ما يك چنين حالتي نيست خيالشان آسوده ميشود . تعصب ممكن است باعث رميدن كسي شود كه بدون چنين حماقتي ميتوانست نجات پيدا كند ! يك چنين طرز برخوردي به پيروان ايدهِ اعتدال در مصرف هم كمك نخواهد كرد زيرا حتّي يك نفر از معتادين هم دوست ندارد از كسي كه از موّاد متنفر است هيچ حرفي در مورد آن بشنود . آرزو داريم معتادان گمنام روزي بتوانند مردم را كمك كنند تا همگي بهتر به عمق مسئلهِ موّاد مخدّر پي ببرد . جبهه گيري و برخورد خصومت آميز هيچ نتيجه اي ندارد و معتادين آنرا تحمّل نمي كنند و از اين حرف ها گذشته گرفتاري هاي ما زائدهِ دست خود ما بوده است و وسائل مصرف سمبلي بيش نبوده است . مضافاً ما ديگر از جنگيدن با هر كس و هر چيز دست برداشته ايم ، ما مجبوريم .

فهرست    اخبار   پیشگامان     پیام به خانواده    خطاب به خانواده    خطاب به همسران    خزینه دل   معتاد   

دوازده قدم روحانی     دوازده سنت     دوازده مفهوم خدماتی