|
|||||||
|
|
|
|||||
|
|
|||||||
|
فهرست اخبار پيشگامان پيام به خانواده خطاب به خانواده خطاب به همسران خزينه دل Home
|
|
بنام او که داده هایش رحمت است و نداده هایش حکمت .
اینکه در ازل و در الست ، چه اتفّاقی افتاده ، از نظر ما نمی تواند مانع راه باشد . چشم باز می کنیم و گوش جان می سپاريم و می گوئيم ، اناالحقّ . چگونه می توان اناالحقّ گفت ؟ وقتی در شیطان و حیوان به وحدت رسیدی و هیولای درون و تمنیّات و هوس های او را لمس کردی و در اوج حضيض و ذلّت پی بردی که به بیشه و کُنامی تبديل شده ای که منشإ بروز تمناهای مشهور حيوانات مختلف شده ای و اگر در پی کشف خود برآمدی ، از اين راه بيا .مابه اين نتيجه رسيديم که ، جسم اتومبیلی است با سه سرنشين و یک صندلی راننده . اين سه سرنشين صرفنظر از بيان اديان که به " پدر ، پسر و روح القُدُس " سه اقنوم و ....... ناميده شده اند را ما به " خدا سرنشين صندلی عقب و آدم سرنشین صندلی شاگرد و ابليس رانندهِ اين اتومبيل تشبيه کرده ایم . چرا ابليس راننده ؟ اگر نيک بیاندیشی ، خواهی ديد که آدم در بهشت درون خويش به امن و راحت بود و پس از خلقت حوّا و فريب شيطان به رنج در افتاده ، بزمين ساکن هبوط کرد . و همين سفر از عالم ذَرَ تا زمين را هر کس به هر نوع می پندارد ، تو اين گونه به بين : آدم در بهشت در وحدانیّت خويش واحد بود . به حوّا در آميخت بی اذن او و سوراخ هايش باز شد .ابليس بدرون او رفته و وی را به مقصد خود ، زمين که غايت مقصود شيطان و مرکز فرماندهی آن ذهن و احساس انسانی است ؛ آورد . گفته اند که او گفته است : "گنجی بودم ناشناخته ، خواستم تا بشناسندم ؛ پس خلق کردم . " و اين از يک تجلّی بود که او بر خويشتن نمود . و همين تجلّی بود که آتش به همه عالم زد . پس اوّل مخلوق الهی آتش بود و آتش نماد شیطان است . و آب و باد و خاک از آتش است که دشمنان نيازمند آتش اند . پس آدم را از باد و خاک و آب ساختند و به آتش پختند و به شيطان فريفتند . يک نوزاد در بدو تولّد همان انسان است که از آدميّت بدر آمده و در جلد انسانی فرو رفته ، مغموم و حسرت زده . آدم و شیطان و خدا در جسمی به بند کشيده شده اند تا کدام يک بروز و ظهور يابد . اوّل راننده اين اتومبيل ابليس است که به پستان مادر چنگ می اندازد و شيره آن را می مکد ، در حالی که آدم هنوز مبهوت است که چه شد که چنين شد . خداوند به فرزند مشترک " خدا و شيطان و آدم " "انسان "، اجازه داده که تا پانزده سال در اين سه سرگردان باشد . پانزده سالگی سنّ تکليف است و تکليف " اراده و اختيار" است ؛ تا به آن هر کدام را که می پسندی بر عرشه هدايت جسم بنشانی تا ، او راهنمای تو و خدای تو باشد . او برای مهار ابليس ، نماز را به تو هديه کرد و نماز ارتباطی است با او ، برای رهائی از شيطان و نماز دام است و شيطان عنقإ " عنقإ شکار کس نشود دام باز گير کآنجا که عنقإ را لانه است ، باد بدست است دام را . " محراب جايگاهی است بر تارک آسمان هفتم و خارج از عالم ماده . تا در نمازت اثری از اين هفت آسمان و آن چه در آن است باشد ؛ نماز تو ابزار ابليس است و چنين نمازی عُلمای قوم يهود را تداعی می کند که " عيسی " را بر صليب کشيدند و چنين نمازی انديشمندانی را خلق می کند که حکم بر به صليب کشيدن حسين منصور حلّاج و مُثله کردن و بر دار کشيدنش را صادر کردند . ايشان همان علمای راه ابليسند و پيروان " اله " در ذهنیّت های ذهن پليد که از " اللِّه " هيچ نمی دانند . " توت فرنگی زمانی بدنيا می آید که از انگور هیچ نمی داند ." تا غوره نشوی مويز خواهی شد ؟ محال است . نماز گفتن با او است و ديدن اوست و شنيدن کلمه و لمس عشق که مشام را عِطرآگين کند . او در عالم مجرّد است و جائی که او هست از غير اثری نيست . پس تا وقتی که نمازتو آثاری از اين عالم و يا غیر را در ذهن تو تداعی می کند ؛ بايد بکوشی تا خويشتن خالص گردانی و ميسّر نيست الا به مرگ ذهن و احساس ذهنی و اسارت ابليس " قهرمان کسی است که بر نفس خويش غلبه کند . نفس = ذهن = ابليس = احساسات ذهنی که آدم را " احساس " از عقل سرچشمه می گيرد و عشق از او . وقتی به جسمی مادی دل می بندی و گمان می کنی که عاشق شده ای ؛ اين ابليس است که عاشق شده است و وقتی خارج از عالم ماده عاشق شدی ؛ اين خدا است که در وجود تو عاشق شده است و خداوند عاشق کسی و چيزی نمی شود الا " تو " به شرط خروج از خود ؛ و خروج از عوالم مادی ؛ میسّر نيست الا بدوام و مراقبت و راهنما . " بی پیر مرو خرابات ، گرچه سکندر زمانی " در رهجويان گمنام "پير" خرد جمعی جمعیّت ما خواهد بود . |
|
فهرست اخبار پيشگامان پيام به خانواده خطاب به خانواده خطاب به همسران خزينه دل معتاد دوازده قدم روحانی دوازده سنت دوازده مفهوم خدماتی راه ما
|